روز معلم و من
سلام
ازینکه کارهام طوری ردیف شد که اولین یادداشت وبلاگم را روز معلم بنویسم، خوشحالم ؛ چون این روز شامل خودم هم میشود و این روز همیشه من را خوشحال میکند. . .
اسم معلم که میاد، یاد بچگی هام می افتم و جلوتر از همه، معلم های دوران ابتدایی ام صف میکشن تو ذهنم –دبستان دخترانه ایراندخت- آخه انگار تاوقتی بچه ایم، معلم ها برامون (توی ذهنمون)معلم تر ترند!! گویا بزرگتر که می شویم کم کم از شکوه و بی بدیلی معلم کاسته میشود!!!
یادم میاد خیلی بچه که بودم، فکر میکردم معلم ها نه غذا می خورند،نه می خوابند و نه حتی حمام میکنند، چون هیچوقت کثیف نمی شوند! و تصور می کردم حتی در خا نه شان با مانتو شلوار راه می روند!
(روم بدیوار که اینهمه بچه بودم) خلاصه اینکه هیچ حالت و وضعیتی جز یک انسان خارق العاده و بی همتا براشون متصور نبودم. یکروز که بچه دبستانی بودم، معلمم بچه ای هم قد خودم آورد سر کلاسمان، وقتی فهمیدم بچه خودش هست کلی بهم برخورد! باورش برام سخت بود چون فکر می کردم معلم ها فقط و فقط معلم هستند ،تازه آنهم فقط معلم من و همکلاسی هام نه کسی دیگر! بزرگتر که شدم قبول کردم(البته بلاجبار)که یک معلم قبل از معلمی فرزند،مادر،خاله،همسایه ویا حتی همسر هم می تواند باشد.
کلاس پنجم، یک خانم خیلی خوشگل و خنده رو معلمم بود(خانم احدزاده) ؛ با یک مقنعه آبی ابریشمی. هنوز فراموشم نشده که توی دنیای بچگی ام همیشه دلم می خواست به مقنعه اش دست بزنم، آخه مثل یک رویای مخملی بود برام... بعدها تو کلاسهای بالاتر ،و حتی مقاطع مختلف دانشگاه ،اساتید و معلم های خوشگل تر و خوش لباس تری هم داشتم، اما آن رویای آبی ابریشمی آسمانی... !!! دیگر هیچوقت توی ذهنم تکرار_منعکس_ نشد...
و از آنجایی که بچه درس خوانی بودم
(البته فقط دوران ابتدایی) معلم هام خیلی دوستم داشتند، اما الان که خودم معلم شدم ،فهمیدم حتی اگه شاگرد تنبلی هم بودم بازهم معلمم دوستم داشت، چون معلم بودن یعنی. . .
دبستان دخترانه ایراندخت :
خانم بزرگی (معلم کلاس اول)
روزتان مبارک
خانم طیبه فرزانه (کلاس دوم)
روزتان مبارک
خانم محمدی (کلاس سوم)
روزتان مبارک
خانم سرعمله (کلاس چهارم)
روزتان مبارک
خانم اکرم فتح احدزاده (کلاس پنجم)
روزتان مبارک
. . . . .
و یکی از اساتید دانشگاه م، خانم رویا خجیر ، که پایه زبان فرانسه و صبوری در تدریس آن را، از ایشان به یادگار دارم
و سایر معلم هایی که . . . پس :
روز معلم مبارک
به همه آنهایی که دانسته و ندانسته
معلم زندگی ام شده اند.
à l'oreille : من همیشه از کادوها و تبریک های روز معلم م خیلی خیلی یییییییی لذت بردم حتی بیشتر از روزتولدم!!! ولی اینکه به شاگردام میگم" وای چرا شرمنده کردین! ازین کارا نکنید! من انتظار ندارم... " همش تعارف الکیه! چاخانه! ![]()
از کادو گرفتن تحت عنوان معلم هیجان زده میشم. روز معلم، لذت معلم بودن م ۱۰۰برابر میشه برام
.